شمارهٔ ۲۸۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای نگاه تو پی غارت دلها گستاخ
غمزهٔ شوخ تو، با مومن و ترسا گستاخ
شرم حسن تو به حدّی ست که با اینهمه شوق
نگشوده ست کسی چشم تماشا گستاخ
شیشه های دل ارباب وفا ریخته است
به سر کوی محبت، ننهی پا گستاخ
شمع را بال و پر مرغ نظر سوخته است
نتوان دید در آن چهرهٔ زیبا گستاخ
نقد یوسف صفتان، قلب زبونیست حزین
من کیم تا کنم اندیشهٔ سودا گستاخ؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت جذبکننده نگاه معشوق اشاره میکند و میگوید که غمزههای او حتی مومنان را نیز بیتاب و متأثر میسازد. او به شرم و زیبایی معشوق اشاره کرده و میگوید که با وجود این شوق و جذابیت، هیچکس جرأت نکرده است به چهره او نگاه کند. شاعر میگوید دلهای وفاداران در محبت شکسته است و نخواستهاند به سر کوی او قدم بگذارند. در نهایت، او به ضعف خود اشاره میکند و میگوید که من، در برابر زیباییهای محبوب، چگونه میتوانم فکر و اندیشهای داشته باشم.