شمارهٔ ۲۸۸ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
اشکم از دیده به دنبال کسی میآید
ناله بر لب، پی فریادرسی میآید
آتشم گر زدهای، شمعصفت خندانم
شکر جور تو کنم، تا نفسی میآید
محمل ناز که در سینهٔ ما صحراییست؟
کز دل چاک صدای جرسی میآید
تهمتآلود، شود دامنش از غیرت عشق
هرکجا حسن، به دام هوسی میآید
سینهٔ چاک چه سازد به شکوه دل ما
فرّ سیمرغ کجا در قفسی میآید؟
خستگی مانع بیداد ستمکاران نیست
فتنه ز آن نرگس بیمار بسی میآید
تازه کردی روش حافظ شیراز، حزین
که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و دلشکستگی شاعر است. او از اشکها و نالههای خود به دنبال یاری و فریادرسی میگردد و به یاد عشق و شمعی که روشناییاش او را میسوزاند، درد و شوق خود را بازگو میکند. در این مسیر، او به زیباییها و جذابیتهای عشق اشاره میکند و به علاوه، تلخی خستگی ناشی از ظلم و ستم را نیز به تصویر میکشد. شاعر در انتها با اشاره به تغییراتی در روش خود، از تاثیرات عشق و زیباییهای آن در زندگیاش صحبت میکند.