شمارهٔ ۲۹۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به آیینی که ترسازاده از بتخانه میآید
نگاه از گوشهٔ آن نرگس مستانه میآید
مگر افکنده لعل آبدارش از نظر می را
که اشک حسرتی از دیدهٔ پیمانه میآید
به یاد لعل میگون تو، در خاک لحد ما را
همان از دیده سیل گریهٔ مستانه میآید
تجلّی زار میبینم، سر خاک شهیدان را
مگر شمعی به طوف مشهد پروانه میآید
حزین آراستند از نو، خرابات محبّت را
مگر داغی به سر وقت دل دیوانه میآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عشق و اندوه خود میپردازد. او از ورود شخصی به بتخانه صحبت میکند که نگاهش مثل نرگس مستانه است و انگار از آنجا میخواهد پیامی از عشق و یاد معشوقش به همراه داشته باشد. شاعر همچنین به حسرت و اشکهایش اشاره میکند که به خاطر یاد معشوق از چشمانش میریزد. او به یاد میآورد که چگونه در زمین مردگان، یاد معشوقش همچنان زنده است و حس میکند که نور و زیبایی هنوز در آنجا وجود دارد. در نهایت به فضایی از محبت و دلتنگی اشاره میکند که شبیه به آبرومندی با داغ دل دیوانهاش است.