شمارهٔ ۲۹۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به خاطر چون خیال لعل آن رنگین عتاب آید
چو مستان از دهان خامه ام بوی شراب آید
دلی دارم که رنگ از پرتو مهتاب می بازد
چه خواهم کرد، اگر آن آتشین رو بی نقاب آید
حجاب عشق می بندد نظر، مجنون مسکین را
اگر لیلی، برون از پردهٔ شرم و حجاب آید
نمی گردد دل سرگشته ظرف کبریای تو
شکوه بحر،کی در خلوت تنگ حباب آید؟
ز شوخی لیلی ناز آفرین را می کند مجنون
اگر طرز نگاهت، چشم آهو را به خواب آید
ز جیبم صد بیابان خار خار بی خودی جوشد
به خوابم گر شبی آن شاخ گل مست و خراب آید
سمند ناز را یک لحظه ننمایی عنان داری
تو را گر موج خون بی گناهان تا رکاب آید
سیاهی می برد از نامه های ما گنهکاران
نمی آید ز دریا آنچه از چشم پرآب آید
درون لبریز داغ عشق آتش پاره ای دارم
حزین از دل اگر آهی کشم بوی کباب آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوقه خود سخن میگوید و احساسات عمیق و پیچیدهاش را نسبت به او بیان میکند. او به تأثیر چهرهی معشوقهاش بر دل و جان خود اشاره میکند و از دلتنگی و غم ناشی از دوری و حجاب عشق صحبت میکند. شاعر به مجنون و لیلی اشاره میکند که عشق و جذبهی زیبایی لیلی باعث میشود مجنون در خواب و خیال غرق شود. او همچنین به درون خود که پر از عشق و درد است، میپردازد و بیان میکند که چگونه این احساسات طاقتفرسا هستند. در کل، شعر فضایی عاشقانه و غمناک دارد که تصویر عمیقی از عشق، جدایی و احساسات انسانی ارائه میدهد.