نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نالم به اثر گر غم او یار نباشد

گریم به نمک، دیده چو خونبار نباشد

بخرام به بالین من ای آینه سیما

دارم نفسی کآینه را بار نباشد

لب می مکم از چاشنی درد، ببینید

خون در دلم از لعل لب یار نباشد

از وادی غم می شنوم آه ضعیفی

ای اشک سراغی، دل بیمار نباشد؟

آن نخل وفا از بر من می رود امّا

روزی که مرا طاقت رفتار نباشد

خودداری یار از دل صدپارهٔ ما چیست؟

زخمی شدن از تیغ جفا عار نباشد

هر پاره حزین ، از جگرت درکف دردیست

بی درد، به حال تو گرفتار نباشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به تاثیری که غم یار بر او دارد اشاره می‌کند. او از درد و رنج خود می‌نالد و از فقدان یار شکوه می‌کند. احساس سردرگمی و بی‌نتیجه بودن گله‌هایش را بیان می‌کند و به تصویر آینه‌ای که حالش را نشان می‌دهد اشاره می‌کند. شاعر به تلخی عشق و درد جدایی پرداخته و وضعیت خود را در غم یار توصیف می‌کند. او در نهایت به این نتیجه می‌رسد که در نبود یار، حال او به شدت تحت تاثیر قرار گرفته و تحمل این درد برایش سخت شده است.