شمارهٔ ۳۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
حلاوت در مذاقم نیست آب زندگانی را
نفس باشد رگ تلخی، شراب زندگانی را
پر پرواز باشد رنگ و بوی مستعار او
وفا نبود گل پا در رکاب زندگانی را
کس از سیل سبکسر، پایداری چون طمع دارد؟
عنان پیچیدنی نبود، شتاب زندگانی را
ز بار روزگار زندگانی، جان به لب دارم
رساندم بر لب بام، آفتاب زندگانی را
ورق گرداندن باد خزان، سازد پریشانش
عبث شیرازه می بندی، کتاب زندگانی را
عیان گردد به روز مرگ، چون بیدار خواهی شد
نباشد حاجت تعبیر، خواب زندگانی را
ندارد غیر لیلی جسم مجنون، جان شیرینی
وگرنه عشق کی می داشت تاب زندگانی را
سبوی تشنه، می را می کند با خاک ره یکسان
سفال تن به خشکی بست، آب زندگانی را
خبر کی باز گوید آنکه از خود بی خبر باشد؟
نمی پرسند از عاشق، حساب زندگانی را
حزین ، از خامی مشرب، بیابان مرگ خواهی شد
چه از پی می روی موج سراب زندگانی را؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن، شعری است که به بررسی دشواریهای زندگی و تلخیهای آن میپردازد. شاعر به فقدان لذتی واقعی در زندگی اشاره میکند و نشان میدهد که تنها زیباییها و عشقهای ظاهری نمیتوانند جانمان را سیراب کنند. او به ناپایداری زندگی و اینکه چگونه زمان همه چیز را تغییر میدهد، میپردازد و میگوید زندگی بیشتر شبیه به یک کتاب است که با گذر زمان ورقهایش ورق میخورد و شیرازهاش از دست میرود. شاعر همچنین به بیخبری انسانها از واقعیتهای زندگی و مرگ اشاره میکند، و میگوید که عشق و احساسات عمیق ممکن است در شرایط دشوار کمرنگ شوند. در کل، این شعر نشاندهنده تردیدها و چالشهای انسانی در برابر زندگی و مرگ است.