نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما

گردون کر و لال است زبان طلب ما

ما همره بختیم و تو همسایه خورشید

ساکن نتوان کرد به کافور، تب ما

با عشق چه سازد خنکیهای تو زاهد؟

ای زلف، مزن بیهده پهلو به شب ما

ای عقل فرومایه، به اندازه قدم نه

ما بندهٔ عشقیم، نگهدار ادب ما

خورشید حزین آینه در ابر نهان کرد

از خیرگی دیدهٔ حیرت نسب ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی ناکامی و عدم دسترسی به آرزوها و عشق است. شاعر expresses حسرت و ناکامی خود را از نرسیدن به آرزوها و تب و تاب عاشقانه‌اش بیان می‌کند. او با اشاره به ناتوانی زبان در بیان خواسته‌ها و حسرت‌هایی که دارد، به عشق خود اشاره می‌کند که فراتر از محدودیت‌های دنیوی است. همچنین، شاعر به تضاد بین عشق و عقل اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق برای او از همه چیز با ارزش‌تر است. در نهایت، با تصاویری از نور و ابر، به حسرت و حیرت در برابر زیبایی‌ها و ناکامی‌ها می‌پردازد.