نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۹ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

جگر تشنه ام از لعل تو سیراب شود

چه غم است اینکه به کام دل احباب شود

لاف عزلت زدن آن روز تمام است مرا

که خم ابروی او گوشهٔ محراب شود

شمع روشن ننماید شب ظلمانی را

ساقیا می به قدح ربزکه مهتاب شود

غفلت افزود تو را زاهد، از افسانهٔ عشق

نیشتر در دل افسرده، رگ خواب شود

خشکی زهد، ز ما گرد برآورد حزین

دامن خرقه بیفشار که سیلاب شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تشنگی و craving جگر شاعر اشاره دارد که از عشق معشوق خود سیراب می‌شود. شاعر از اینکه می‌خواهد در کنار دوستانش خوشی‌هایی را تجربه کند، غمگین نیست. او به ایام گذشته اشاره می‌کند که در آن روزها از تنهایی و عزلت رنج می‌برده و حالا با وجود معشوقش به عبادت و محبت نزدیک می‌شود. همچنین به تاریکی شب و روشنایی شمع که عشق را به نمایش می‌گذارد، اشاره دارد. شاعر می‌گوید زاهدی که از عشق بی‌خبر است، تنها به خواب غفلت فرو رفته و دل او هنوز زخمی‌ست. در نهایت، او به این نکته می‌پردازد که خشکی زهد اگر به عشق نپیوندد، می‌تواند دل را افسرده کند و او از زهد خشک حذر می‌کند.