نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۰ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در صیدگاه ناز تو بسمل به خون تپد

در خون تپد ولیک نه چون دل به خون تپد

در شیشه خانهٔ دل هر کس، پری رخی ست

از عشقت ای فرشته شمایل، به خون تپد

در راه عشق کز دم تیغ است تیزتر

باید چنان تپید که منزل به خون تپد

دارند زیرکان به خیال تو زندگی

صیدی که شد ز یاد تو غافل، به خون تپد

ترسم ز گریهٔ من دیوانه، لاله سان

در موج خیز بادیه محمل به خون تپد

این جان که داده ای به حزین آنچنان مکن

کز آرزوی خنجر قاتل به خون تپد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و درد ناشی از آن می‌پردازد. او از تپش خون و احساساتی که در دل به‌واسطه عشق ایجاد می‌شود سخن می‌گوید. عشق را به عنوان راهی پرخطر توصیف می‌کند که می‌تواند باعث رنج و آزار شود. او همچنین به غفلت از محبوب و عواقب آن اشاره می‌کند، و در نهایت نگران حال خود و گریه‌اش است که ممکن است او را از پای درآورد. در کل، شعر بیانگر عمق احساسات و تبعات عشق و اشتیاق است.