شمارهٔ ۳۴۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دمی که از رخ ساقی خوی حجاب چکد
مرا ز هر بن مو، موج پیچ و تاب چکد
به یاد آن لب میگون چو ناله پردازم
به جای اشک ز مژگان من شراب چکد
اگر ز جور تو نالم به چرخ سنگین دل
سپهر خون شود از چشم آفتاب چکد
سپاه هوش جهان را دهد به موج فنا
کرشمه ای که از آن چشم نیم خواب چکد
به محفلی که زنی نشتری به ناله حزین
به جای نغمه شرار از رگ رباب چکد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی زیبایی و جذابیت ساقی و تاثیرات آن بر شاعر است. هر بار که حجاب از رخ ساقی کنار میرود، شاعر تحت تاثیر زیبایی او قرار میگیرد و احساساتش همچون موجی به اوج میرسد. نالهها و غمهایش به یاد لبهای میگون اوست و به جای اشک، شراب از چشمانش فرو میریزد. او به جور و سختیهای عشق اشاره میکند و میگوید که اگر از ظلم معشوقش شکایت کند، آسمان از گریهاش خونین میشود. همچنین، زیباییهای دنیای او موجب مدهوشی دیگران میشود و به محفلهای غم و شوق اشاره میکند که نالهها به جای نغمههای joyful، از درون رگهای سازها جاری میشوند.