شمارهٔ ۳۲۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
پری گر وا کنم، پروانهٔ شمع تو خواهم شد
سمندر ساز آتشخانهٔ شمع تو خواهم شد
شبی پروانه سان گرد سرت گشتم، چه دانستم
که برگرد جهان افسانهٔ شمع تو خواهم شد
سرم گرم عروج نشئهٔ داغ است، می دانم
که مست از آتشین پیمانهٔ شمع تو خواهم شد
سحر ته پیرهن دیدم تو را چون شمع فانوسی
گریبان می درم، دیوانهٔ شمع تو خواهم شد
به تار آشنایی بسته بودم دل، ندانستم
که از پاس ادب، بیگانهٔ شمع تو خواهم شد
ز اشک و آه بی تابانه ام روشن بود کامشب
فدای جلوهٔ مستانهٔ شمع تو خواهم شد
حزین تیره روز خوبش را یک شب نپرسیدی
شهید خوی بیباکانهٔ شمع تو خواهم شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از آرزو و پیوند عمیق خود با معشوق سخن میگوید. او میخواهد در صورت باز شدن دل معشوق، همچون پروانهای در کنار شمع او بسوزد و به عشق او جان دهد. شاعر به حالتهای مختلف عشق و اشتیاق خود اشاره میکند و بیان میکند که چگونه در دنیای عشق غرق شده و در پی جذبه معشوق است. او همچنین به درد و رنجهایی که در این مسیر متحمل میشود، اشاره کرده و حالتی از تسلیم و فدای عشق را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر خود را به عنوان کسی معرفی میکند که به خاطر عشق، آماده است جان خود را فدای معشوق کند.