شمارهٔ ۳۴۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
شلایین نرگسش مست شراب آلوده را ماند
نگاه ناز او مژگان خواب آلوده را ماند
کدامین چشمه نوش است یارب تیغ ناز او؟
به زخمم بخیه، مور شهد ناب آلوده را ماند
گره از بسکه در دل، گریه طوفان نسب دارم
نفس در سینهام سیل شتاب آلوده را ماند
به خون، دل می تپد از سرگرانیهای ناز او
خم ابروی او تیغ عتاب آلوده را ماند
به مخموری لب خشک از زبان شرمگین دارم
خط پیمانه ام چشم حجاب آلوده را ماند
ز ابنای جهان ناید گشاد کار محتاجان
که دست این لئیمان، پای خواب آلوده را ماند
فرو خوردم ز بیم خویش از بس اشک میگون را
دل من اخگر خون کباب آلوده را ماند
کتان طاقتم را پرده داری می کند حسنش
رخش درشام خط، ماه سحاب آلوده را ماند
حزین امروز روشن باد چشم داغ ناسورت
که آن خال از عرق، مشک گلاب آلوده را ماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف حس عمیق عاشقانه شاعر است که در آن به زیبایی و ناز معشوقش اشاره میکند. او احساساتی مانند عشق، درد و دلتنگی را بیان میکند و به تأثیر ماندگار نگاه و رفتار معشوق بر روح و جانش اشاره دارد. شاعر از زخمهای قلبی ناشی از این عشق ناکام سخن میگوید و به غم و اندوهی که در دلش احساس میکند، اشاره دارد. او همچنین به تلاش برای فرار از این احساسات و آسیبهایی که این عشق به او وارد کرده، میپردازد. در کل، شعر به تصویر کشیدن زیبایی و در عین حال دردهای عشق میپردازد.