شمارهٔ ۳۴۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بوی زلفی به گریبان صبا ریخته اند
طرفه شوری به دماغ دل ما ریخته اند
به سر کوی تو ای قبلهٔ ارباب نیاز
نقش پیشانی دل تا به سما ریخته اند
صفحهٔ خاطر افلاک ندارد ز انجم
اینقدر داغ که در سینه ما ریخته اند
کام بخشان جهان با کف فیّاض چو ابر
عرق شرم، به دامان گدا ریخته اند
در بیابان محبت عوض ربگ روان
پاره های دل ارباب وفا ربخته اند
راز کونین حزین ، از دل روشن پیداست
طرح این آینه را خوش به صفا ریخته اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با زبان عاطفی و نمادین، به زیبایی و درد محبت میپردازد. شاعر از بوی زلف محبوبش یاد میکند که بر دل و جانش تأثیر گذاشته و شور و شوقی در او ایجاد کرده است. او به کوی محبوب اشاره میکند و نشاندهندهٔ علاقه و دلبستگی عمیقش به آنجا است. همچنین به دلتنگی و آلام ناشی از عشق اشاره دارد و نشان میدهد که این احساسات عمیق به خاطر محبتی حقیقی و وفادارانه شکل گرفتهاند. در نهایت، شاعر به رازهای زندگی و زیبایی وجود اشاره کرده و این را در آینهٔ دل خود منعکس میکند. به طور کلی، شعر تصویری زیبا و معنادار از عشق و احساسات عاطفی را به نمایش میگذارد.