شمارهٔ ۳۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
فریاد ناله، گر نخراشد درون ما
گرد و غبار خاطر ما، بیستون ما
جان از کسی مضایقه هرگز نکرده ایم
چون آب، بی دریغ روان است خون ما
باید ز عشق جلوهٔ برق کرشمه ای
از سوز سینه پخته نگردد جنون ما
مفت من است عشق، اگر رایگان بود
ای دل چه می کنی سخن از چند و چون ما؟
روز وصال یار، بود عید عاشقان
سال نو است و گرد تو گشتن، شگون ما
ای عشق تیشه بر سر افسردگان مزن
خوابیده چون شرر، به دل سنگ خون ما
بودیم دوش، گوش بر آواز دل حزین
دارد نوای یا صنمی، ارغنون ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ابراز احساسات عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق میپردازد. شاعر از نالهها و فریادهای درون خود سخن میگوید و اشاره میکند که از کسی مضایقه نکردهاند. عشق را به عنوان موضوعی ارزشمند میداند و میگوید که زندگی بدون عشق، بیفایده است. او به روز وصال یار به عنوان عید عاشقان اشاره میکند و بر اهمیت عشق تأکید میکند. در نهایت، شاعر به دلنگرانیها و غمهای خود اشاره میکند و بیان میکند که در کنار دوستش، دلش پر از موسیقی و احساسات است.