شمارهٔ ۳۸۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز حشر مستی ما را چه باک خواهد بود؟
چو نامه در کف ما برگ تاک خواهد بود
ز دستبرد نگاهت، چو صبح روشن شد
که تا به حشر، مرا سینه چاک خواهد بود
زبان شانه سر حرف کی به چنگ آرد؟
چنین که طرّه تو را، تابناک خواهد بود
چرا به سجدهٔ اهریمنان به خاک نهی
سری که در قدم دوست خاک خواهد بود؟
حزین اگر رخ ساقی عرق فشان گردد
تو را ز دل صدف سینه پاک خواهد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و شوقی اشاره دارد که شاعر نسبت به معشوق خود دارد. او به این موضوع فکر میکند که در آستانه روز قیامت (حشر) هیچ نگرانیای ندارد، زیرا عشق و زیبایی معشوقش همچون نامهای در دستش خواهد بود. نگاه معشوقش او را بیدار کرده و عشق او در قلبش به شدت زنده است. شاعر همچنین به طرز خاصی به زیبایی مو و چهره معشوقش اشاره میکند و از او میخواهد که سجده را برای اهریمنان انجام ندهد، چرا که او باید در سجده عشق خود به دوست باشد. به طور کلی، این شعر بیانگر عشق، زیبایی و وفاداری عمیق شاعر به معشوقش است.