نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۹ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دلم از زمزمه عشق پریشان می‌کرد

مرغ بی‌بال و پری یاد گلستان می‌کرد

گرچه می‌داد لب تلخ عتابش، زهرم

دل تسلّی به شکرخندهٔ پنهان می‌کرد

رخنهٔ دام، به رویم در فیضی می‌بود

گر شکارافکن من، یاد اسیران می‌کرد

کرده بود از سر نو مصر وفا را معمور

ماه کنعان من ار یاد عزیزان می‌کرد

در غبار خط مشکین، لب لعل تو همان

خون حسرت به دل چشمهٔ حیوان می‌کرد

دل همین داند و من، چشم تو هم آگه نیست

که چه‌ها کاوش مژگان تو با جان می‌کرد

شورش عشق و جنون فیض‌رسان بود حزین

سینهٔ چاک مرا، گل به گریبان می‌کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساسات عاشقانه و تلخی‌های عشق اشاره می‌کند. دلش از زمزمه‌های عشق پریشان است و به یاد روزهای خوش می‌افتد. با وجود تلخی‌ها، دلش به شکرخنده‌های پنهان تسلی می‌دهد. او از عشق و یاد عزیزانش صحبت کرده و به سختی‌ها و رنج‌هایش اشاره می‌کند. چشمان محبوبش تأثیر عمیقی بر او دارد و او را به درد و شورش‌های عاشقانه دچار می‌کند. در نهایت، عشق و جنون او را به بی‌تابی و اشک می‌کشاند.