نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۰ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از وصل، دل بی سر و پا را که خبر کرد؟

در خلوت خورشید، سها را که خبر کرد؟

من بودم و او فارغ از اندیشهٔ غیری

اینجا ادب ناصیه سا را که خبر کرد؟

شاد است به جان دادنم از محنت هجران

از حال من آن شوخ بلا را که خبر کرد؟

شوری عجب افکنده به دلهای پریشان

در پردهٔ زلف تو صبا را که خبر کرد؟

کس نیست حزین ، پرسد از احوال غریبان

در ماتم ما، مهر و وفا را که خبر کرد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از احساسات و تجربیات عاشقانه خود صحبت می‌کند. او از لحظاتی که با معشوقش در تنهایی گذرانده است، یاد می‌کند و می‌گوید که در آنجا هیچ چیز جز عشق و ادب وجود ندارد. او به حال و روز خود در دوران جدایی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که معشوقش از درد و رنج او باخبر است. همچنین، شاعر به افکار پریشان و شور و شوقی که عشق در دل‌ها ایجاد کرده، اشاره می‌کند. در نهایت، او از بی‌توجهی دیگران نسبت به غم عاشقان و وفای آنها صحبت می‌کند.