نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۲ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کف چون تهی‌ست جوهر انسان چه می‌کند؟

خاتم چو نیست، دست سلیمان چه می‌کند؟

آتش زدی ز جلوه به خاشاک هستیم

این برق را ببین به نیستان چه می‌کند؟

از پردهٔ حجاب برآ، آفتاب من

این دور باش حسن نگهبان چه می‌کند؟

بیهوده است بر سر کویت فغان ما

گلبانگ بلبلان به گلستان چه می‌کند؟

زاهد چه فیض می‌برد از شعر من حزین ؟

با این سفال، صحبت ریحان چه می‌کند؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی بی‌فایده بودن ظاهر و اشیاء در زندگی انسان می‌پردازد. شاعر می‌گوید که اگر وجود انسان خالی باشد، چه فایده‌ای دارد. او به اهمیتی که وجود داخلی انسان دارد اشاره می‌کند و بر تأثیر زیبایی و حقیقت بر وجود ما تأکید می‌نماید. همچنین، به بی‌ثمری زهد و دنیاگرایی می‌پردازد و نشان می‌دهد که تنها ظاهر زیبا و زهد در نگاه superficial (سطحی) چیزی را تغییر نمی‌دهد. شاعر از این منظر به تشریح ازخودگذشتگی و عشق می‌پردازد که به انسان معنا می‌دهد.