شمارهٔ ۴۱۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سر زلفی به عالم دام کردند
دل رم خوردگان را، رام کردند
چه جانها سوختند از داغ حسرت
که تیغ غمزه، خون آشام کردند
دلم را داد ساقی بادهٔ عشق
دربن بزم، آتشم در جام کردند
سحر خیزان صفای صبح محشر
از آن چاک گریبان وام کردند
کجا، پیش که یارب می توان گفت
که خود کامان مرا ناکام کردند؟
دلم را گلرخان، کشور پناهان
خرابات محبت، نام کردند
حزین یک رشحه از فیض عراقی ست
نخستین باده کاندر جام کردند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از زلف معشوق سخن میگوید که دلهای بسیاری را به دام انداخته و باعث سوختن جانها از حسرت شده است. او به یاد میآورد که چگونه ساقی به او باده عشق میدهد و این عشق او را در دنیایی آتشین غرق میکند. صبح و شادی به خاطر زیباییهای معشوق مغان ومفاسد عشق را از بین میبرد. در نهایت، شاعر از ناکامی و درد ناشی از عشق میگوید و یادآور میشود که محبت در این خرابات، به نوعی نام و نشانی از عشق واقعی است. در انتها، اشارهای به فیض عراقی و لذت از باده عشق میکند.