نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۱ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بار غم عشق تو مرا پشت دوتا کرد

در شهر چو ماه نوم انگشت نما کرد

مسکین چه کند طاقت دیدارش اگر نیست؟

زبن جرم، به عاشق نتوان منع جفا کرد

نفرین دگر در خور این جور ندارم

عاشق نشود هر که مرا از تو جدا کرد

بوی گل و سنبل خردآشوب نبوده ست

این غالیه را بوی تو در جیب صبا کرد

یک نکته بود گوشزد مخلص و منکر

در دیر و حرم عشق به یک صوت صلا کرد

چون صبح مصفا، دلم از ناله شبهاست

صیقل گری آه من، آیینه جلا کرد

ای گل بشنو، راز نی کلک حزین را

این بلبل مستی ست کزین شاخ نوا کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از غم عشق و تاثیر عمیق آن بر دلش صحبت می‌کند. او می‌گوید که عشق به معشوقش او را به شدت تحت فشار قرار داده و حتی در جامعه هم احساس خارگی و تنهایی می‌کند. او به وضعیت عاشقانی که از معشوقشان جدا شده‌اند، حسرت می‌زنند و تأکید می‌کند که هیچ نفرینی نمی‌تواند در مقابل ستمی که بر عاشق می‌رود، مؤثر باشد. عطر محبوبش را همچون گل و سنبل وصف می‌کند و عشق را در مقایسه با یک صدا در حرم و دیر معرفی می‌کند. در نهایت، او به راز و حال خود اشاره می‌کند و می‌گوید که دلش از ناله شب‌ها روشن‌تر شده و به دریافت محبت و زیبایی‌های عشق اشاره می‌کند.