شمارهٔ ۴۱۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
میگساران چو هوای گل و شمشاد کنید
لختی از خون جگر خوردن ما یاد کنید
خوش قدان، خسرو وقت اید به اقبال بلند
ملک دل زآن شما شد، ستم آباد کنید
به وفا خاطر عشّاق توان داشت نگاه
به جفا گر نتوانید دلی شاد کنید
من تنک ظرف ستم نیستم و غمزه بخیل
سینه ام را هدف ناوک بیداد کنید
عندلیبان چمن سیر، از آن باغ و بهار
به نسیمی من دلسوخته را یاد کنید
سر چه باشد که دل و جان بفشانید به ذوق
هر چه دارید نثار ره صیاد کنید
می زند جوش حزین از دل آزرده سخن
شیشه بر خاره زدم، صیدِ پریزاد کنید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر به توصیف حال و روز عاشقان و دردهای آنان میپردازد. او از میگساران میخواهد که به یاد زخمهای دلی نوشند و به زندگی و خوشقدیهای عشق خوشآمد بگویند. شاعر بر وفای دل عاشقان تأکید میکند و به تلخی و ستمی که بر دلسوزان رفته، اشاره میکند. همچنین، او به زیباییهای طبیعت و بهار میپردازد و از دیگران میخواهد که یاد او را در دل داشته باشند. در نهایت، او احساسات عمیق خود را از درد و اشتیاق عشق بیان میکند و به دنبال رهایی از مشکلات و جفاهاست.