نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۳ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تن دیده اند از من و جانم ندیده اند

نامم شنیده اند و نشانم ندیده اند

آنها که آورند سبک در نظر مرا

بیچارگان، به کوی مغانم ندیده اند

قومی که سرکشند ز نخوت بر آسمان

بر آستان میکده شانم ندیده اند

ز آوارگان دهر شمارندم ابلهان

در لامکان قدس مکانم ندیده اند

جمعی که شک به شان سلیمانیم کنند

زیر نگین، زمین و زمانم ندیده اند

لب تشنگان بادیهٔ شوق سلسبیل

آب حیات شعر روانم ندیده اند

تنها زنند لاف به میدان گفتگو

آنان که ذوالفقار زبانم ندیده اند

گر مانده اند در صف دعوی، گران رکاب

چالاکیی ز دست و عنانم ندیده اند

پوشیده است دیدهٔ نادیدگان حزین

عنقای مغربم که نشانم ندیده اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و تجربه‌های شاعر می‌پردازد که خود را از دیگران جدا می‌بیند. او اشاره می‌کند که مردم تنها نامش را شنیده‌اند و در حقیقت وجودش را درک نکرده‌اند. شاعر از نادیده گرفته شدن عمق وجودش و ارزش‌های واقعی‌اش در جامعه شکایت دارد. او به توصیف افرادی می‌پردازد که به ظاهر خود را برتر می‌دانند اما از حقیقت وجود او بی‌خبرند. در نهایت، شاعر به تنهایی و فراموشی‌اش در میان ملتی بی‌توجه اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی بهترین صفات و توانایی‌هایش نیز نادیده مانده است.