نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۲ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

من کشتهٔ زخمی که اجل را خجل آرد

جان بندهٔ آن تیغ که چاکی به دل آرد

زلف تو شبیخون به بتان چگل آرد

سیلی که رسد از سر کوی تو، دل آرد

بستیم ز خجلت ره قاصد که مبادا

پیغام وفایی ز تو پیمان گسل آرد

در محفلت از آتش دل غیرت شمعم

از بس که مرا ناله به لب متّصل آرد

خالیست کنارم ز گل، آن گریه کجا رفت؟

کز دیدهٔ آغشته به خون، لخت دل آرد

آلوده حزین ، از تن خاکی ست روانم

سیلی که به ویران فتدش راه،گل آرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و رنج عاشقانه می‌پردازد. شاعر از کشته شدن و زخمی شدن بر اثر عشق و غم صحبت می‌کند و با تصاویری زیبا به توصیف احساساتش می‌پردازد. او به زلف معشوق اشاره می‌کند که مانند جنگی به دلش آسیب می‌زند و از دل‌شکستگی و خجالتش از قاصدی که پیام وفا دارد، سخن می‌گوید. همچنین، او در محفل عاشقانه‌اش مانند شمعی از آتش دل می‌سوزد و از گریه و اندوهی که از چشمش بر می‌آید، سخن می‌گوید. در نهایت، روح حزن‌زده‌اش را در تنگنای دنیای خاکی‌اش توصیف می‌کند.