شمارهٔ ۴۳۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خدا در ماتم آسودگی شادم نگه دارد
ز قید هر دو عالمْ عشقْ آزادم نگه دارد
ز تاثیر محبت در قفس چشم اینقدَر دارم
که از درد فراموشی صیّادم نگه دارد
به اندک التفاتی زآن تغافلپیشه دلشادم
اگر میافکند از دیده، در یادم نگه دارد
غبار، آشوب تعمیر است، دست رفته از کارم
جنون، پیر خرابات است، آبادم نگه دارد
حزین آن کودک شوریدهحالم این دبستان را
که با زنجیر هم نتواند استادم نگه دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و محبت سخن میگوید و از خداوند میخواهد که او را در این احساسات نگه دارد. او به آسودگی و آزادی از قید و بندهای دنیا اشاره میکند و از تأثیر محبت بر وجودش میگوید. شاعر با اندکی توجه و یادآوری از سوی محبوبش خوشحال میشود و به این موضوع تاکید میکند که غبار مشکلات زندگی بر روحش اثر گذاشته است. او همچنین خود را به مثابه کودکی شوریده توصیف میکند که نمیتواند از زنجیرهای کاهدن خود رها شود. به طور کلی، شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیده شاعر در رابطه با عشق و آزادگی است.