نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۰ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی به حریفان خط جامی نفرستاد

دیری ست که مستانه پیامی نفرستاد

از بوسه به پیغام، تسلی شده بودیم

این شهد گلوسوز به کامی نفرستاد

چون سرمه به چشم من از آن طرف بناگوش

مشکین رقم غالیه فامی نفرستاد

فریاد که از بندگیم یاد نیاورد

تشریف قبولی، به غلامی نفرستاد

مرغ دل وحشی صفتم را به اسیری

بال از رگ جان بست و به دامی نفرستاد

بویی که کند خاطر از آن نافه گشایی

آن غالیه گیسو به مشامی نفرستاد

با باد صبا گر خبری هست بپرسید

از منزل سلمی که سلامی نفرستاد

یک جرعهٔ می بود حزین آفت زهدم

تا پخته شوم، آتش خامی نفرستاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از احساس ناامیدی و دوری از معشوق صحبت می‌کند. شاعر به ساقی اشاره می‌کند که دیگر به حریفان پیامی نفرستاده و از دوران خوش گذشته یاد می‌کند. او از بوسه‌هایی که به یادش مانده، یاد می‌کند و از اینکه عشق و خوشحالی به او روی نیاورده گلایه می‌کند. به غم و حسرت خود می‌پردازد و به جستجوی خبری از معشوقش می‌باشد. در نهایت، شاعر از درد و رنجی که در نتیجه این جدایی متحمل شده، صحبت می‌کند و امیدوار است که روزی به آرامش و رضایت در عشق دست یابد.