شمارهٔ ۴۴۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
کجا پاس حجاب از زاهد بیپیر میآید؟
که تا میخانه هم با خرقهٔ تزویر میآید
مزن دم با من آتش نفس در شکرافشانی
تو را ای صبح خام، از کام بوی شیر میآید
دلا آسان نمیآید به کف سامان آزادی
اگر از عقل رستی، عشق دامنگیر میآید
نظربازی مرا گرم است با خورشید رخساری
که آب از دیدنش در دیدهٔ تصویر میآید
ندارم فرصت آن تا جواب نامه باز آید
رسد بر لب مرا جان زود و قاصد دیر میآید
اجل کی میزند مهر خموشی بر لب مردان؟
مزار ما نیستان گشت و بانگ شیر میآید
حزین آوازهٔ مجنون فرو ننشست و ننشیند
که از شور بیابان نالهٔ زنجیر میآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مسائلی چون حجاب، عشق، آزادی، و زمان مرگ میپردازد. شاعر به نقد ظاهرسازیها و ریا میپردازد و به ارتباط عمیق انسان با عشق و آزادی اشاره میکند. او از دشواریهای دستیابی به آزادی و اثرات عشق بر زندگی سخن میگوید. همچنین، در مورد زمان و ناپایداری زندگی، با اشاره به مرگ و بیاثر شدن صداها در مزار، تأمل میکند. در نهایت، شاعر تاکید میکند که شور و اشتیاق عاشقانه مانند نالهها و زنجیرها همیشه وجود دارد.