نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۱ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دیشب که چشم مست تو خاطر نواز بود

تا صبح بر رخم در میخانه باز بود

روزی که عشق، خاک دیار نیاز گشت

سرو تو خوشخرام، به گلگشت ناز بود

تا دلخراش بلبل من ذوق ناله داشت

گلبن به سرفرازی و گلشن به ساز بود

بینش نگر که آینه محرم گرفته است

رویی که از نگاه منش احتراز بود

طرفی نبسته ایم ازان آتشین عذار

واسوختن تلافی سوز و گداز بود

نزدیک شد که از نفس ناله بشکفد

مهر لبم که غنچهٔ بستان راز بود

یک موی در هلاک حزین کوتهی نکرد

زلفی که سایه پرور عمر دراز بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوب می‌پردازد و حس و حال شاعر را در یک شب پرشور و عاشقانه توصیف می‌کند. شاعر در میخانه و در کنار محبوبش، به عواطف و لذت‌های عشق می‌پردازد. او به سرزندگی و زیبایی محبوب خود اشاره می‌کند و از تاثیری که این عشق بر او گذاشته، سخن می‌گوید. در این میان، به ناله‌های بلبل و حسرت‌های عاشقانه نیز اشاره‌ای دارد، و در نهایت، زیبایی‌های ظاهری و باطنی محبوبش را می‌ستاید. شعر نشان‌دهنده‌ی شور و شوق در عشق و چالش‌های آن است.