شمارهٔ ۴۶۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز آهم بیستون چرخ، آتش تاب میگردد
ز برق تیشهٔ من کوه آهن آب میگردد
ز بس در خود پی آن گوهر نایاب میگردم
گریبان من از سرگشتگی گرداب میگردد
به یاد روی آن گلپیرهن شب چون کشم آهی
کتان طاقتم را پرتو مهتاب میگردد
چه سازد با دل افسردگان شور و نوای من؟
نمک در دیدهٔ غافلنهادان خواب میگردد
حزین از جوی خاطر سرو کلک جلوه زیب من
چه خونها میخورد تا مصرعی سیراب میگردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عواطف و احساسات عمیق خود صحبت میکند. او از درد و آتش دلش میگوید که به بلندیهای بیستون میسوزد و از تأثیر نالههای خود بر کوهها و آبها مینویسد. شاعر به دنبال جستجوی یک گوهر نایاب است و این سرگشتگی او را به گرداب عواطف میکشاند. زیبایی چهره محبوبش باعث میشود که دلش پر از حسرت و آرزو شود، و حالی از افسردگی را برای دیگران به ارمغان میآورد. در نهایت، او به زندگی خود و زحماتی که برای ابراز احساساتش میکشد اشاره میکند و نشان میدهد که کلماتش میتوانند عمق عشق و دردش را سیراب کنند.