نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عشق تو که صد برهمن از کیش برآورد

آتش شد و دودم ز دل ریش برآورد

جا در دل تأثیر کند تا لب سوفار

هر ناوک آهی که دل از کیش برآورد

غم یار غریبی ست که دور از وطنان را

بُبرید ز بیگانه و از خویش برآورد

ممنون گرفتاری عشقیم که ما را

از ننگ دل عافیت اندیش برآورد

ز آلایش هستی شده ام پاک که عشقت

صد بار ز ننگ خودیم بیش برآورد

گر چشم تو بیمار بود وآن مژه فصّاد

پس خون دلم را ز چه با نیش برآورد؟

کی چارهٔ دردم شود از وصل که امروز

من پیرم و آن تازه جوان ریش برآورد؟

جام نگهی زد ره تقوای حزین را

مینای می از خرقهٔ درویش برآورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از تأثیر عمیق عشق صحبت می‌کند که او را به آتش و دود تبدیل کرده است. عشق او چنان قوی است که حتی از دل ریشیده‌اش نیز برمی‌خیزد و آثاری عمیق در دلش برجا می‌گذارد. غم عشقش مانند غم یار غریبی است که او را از وطن و آشنایانش دور کرده و از خویش می‌برد. شاعر به قبول گرفتاری عشق پرداخته و می‌گوید که این عشق او را از ننگ و عافیت دور کرده و پاک‌تر کرده است. عشق، حتی با وجود درد، او را بیشتر از ننگ‌هایش رها می‌کند. در پایان، شاعر به پیری و فاصله بین خود و معشوقش اشاره می‌کند و از می و میخانه به عنوان عاملی برای تسکین یاد می‌کند.