شمارهٔ ۴۸۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نبود عجب که از دل ما شور شد بلند
جایی که دود حوصلهٔ طور شد بلند
شد موج زن ز جلوهٔ او سیل فتنه ای
گرد خرابی از دل معمور شد بلند
هرگز نبود عمر فراق این قدر دراز
از یاد زلف او شب دیجور شد بلند
کوته کند فسانهٔ گلبانگ عندلیب
هر جا حدیث آن رخ مستور شد بلند
یک چند راز عشق ز خامان نهفته بود
باز این ترانه از لب منصور شد بلند
یا رب که دید سرو سهی پیکر تو را
کآوازه اش چو مصرع مشهور شد بلند؟
بانگ دراست قافله درد را حزین
هر ناله ای که از دل رنجور شد بلند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از شدت احساسات و شور درونی خود سخن میگوید. او بیان میکند که دلش به شدت تحت تأثیر جمال محبوب قرار گرفته و این عشق و احساسات به تب و تاب افتاده است. فراق و جدایی از محبوب را بسیار طولانی و دردناک توصیف میکند و یادآوری میکند که هر جا یاد محبوب بیفتد، درد و anguish را به همراه دارد. شاعر از جذابیت و زیبایی محبوب سخن میگوید و آن را به آواز خوش پرندهای تشبیه میکند. او همچنین به رازهای عشق و جاذبههای آن اشاره میکند و در نهایت از فریادهای درونی و درد دل میگوید. به طور کلی، این شعر بیانگر عواطف عمیق و پیچیده ناشی از عشق و فراق است.