شمارهٔ ۴۸۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
کی از ما چشم صورت بین مردم حال می بیند؟
چه دیگر دیدهٔ آیینه جز تمثال می بیند؟
از آن روزی که من در پای عشق از پای افتادم
غزال چشم شوخ یار در دنبال می بیند
خمار من ندارد دیده در راه می و ساقی
به کف داغ جنون را جام مالامال می بیند
مرا آیینهٔ گیتی نما خشت سر خم شد
ز جام خود اگر جم، صورت احوال می بیند
به چشم سفلگان دهر، ظالم را بود شانی
مگس زنبور را شهباز زرّین بال می بیند
لباسی یافتم، عرفان شیخ خانقاهی را
تصوّف را همین در خرقه های شال می بیند
حزین از جا دل دیوانه ام گر رفت جا دارد
که عالم را پر از بازیچهٔ اطفال می بیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حالات درونی شاعر و تجربههای عاشقانهاش میپردازد. شاعر از دیدن زیباییها و تمثالها سخن میگوید و اشاره میکند که از روزی که به عشق دچار شده، به دنبال محبوبش دائم در حال جستوجوست. او به ناتوانی و خمار خود در مواجهه با می و ساقی اشاره میکند و میگوید که اطرافش پر از تصویرهایی است که نشاندهنده احوال انسانهاست. به طور کلی، شعر حس عاشقانه، درونی و تأملبرانگیز شاعر را به زیبایی بیان میکند.