نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۶ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز نخجیر دلیرم غمزهٔ صیاد می لرزد

ز جان سخت من این دشنهٔ فولاد می لرزد

بَرَد از جا نهیب ناله ی من ، صبر مجنون را

ز سیل گریه ام بر خود شط بغداد می لرزد

شکوهی عشق بخشیده ست بازوی ضعیفان را

که تیغ کوهسار از تیشه ی فرهاد می لرزد

زگلبانگ صفیرم می تپد دل، عندلیبان را

ز کلک خوش صریرم خامه فولاد می لرزد

زبان عشق ترسان است از دم سردی واعظ

که شمع شعله ور در رهگذار باد می لرزد

نمی گردد به جایی پای ناقص فطرتان محکم

به حال این سبک مغزان، دل الحاد می لرزد

گدا و شاه را از خاکساران است آسایش

زمین چون می تپد ویرانه و آباد می لرزد

کند جایی که آن قامت قیامت، جلوه آرایی

ز باد دامن او رایت شمشاد می لرزد

حزین از سردسیر عقل بیرون ناله ای سر کن

که سرما خوردگان را درگلو فریاد می لرزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از احساسات عمیق و تأثیرگذار شاعر درباره عشق، درد و ناتوانی انسانی صحبت می‌کند. شاعر با تصاویری زیبا، احساسات خود را به تصویر می‌کشد و از لرزش دل‌ها و روح‌های مختلف در برابر عشق و رنج سخن می‌گوید. او به تأثیر صدای ناله‌ها و عشق بر جان انسان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی قدرتی مثل عشق می‌تواند از دل ضعیفان شجاعت و قوت بگیرد. همچنین، اشاره به ناتوانی انسان‌ها و تأثیر آنها بر زمین و زندگی به زیبایی در این شعر دیده می‌شود. در نهایت، شاعر از سرما و بی‌حالی عقل می‌خواهد که فریادی سر دهد تا دردی که در دل‌ها وجود دارد، بیرون بیاید.