شمارهٔ ۵۰۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
شراب اشک تلخم، چاشنی از نقل تر گیرد
گر آن شیرین پسر، بادام چشمم در شکر گیرد
کف بی مایه نتواند، ره سیل خطر گیرد
همان بهتر که ناصح آستین زین چشم تر گیرد
اگر رفته ست اشک پی سپر تا دامن محشر
محال است از دل گم گشتهٔ عاشق خبر گیرد
سمندر از صفیرش می کند آتشگه آرایی
همای عشق مرغی را که زیر بال و پر گیرد
درین مکتب کشد خط برکتاب جزء و کل طفلی
که پیش از دفتر تعلیم، لوح عشق برگیرد
سهیل اشک من پرورده آن سیب زنخدان را
خورد خونها چمن پیرا، نهالی تا ثمرگیرد
دماغم چون قفس پروردگان تا چند از خامی
سراغ بوی آن گل از نسیم بی خبر گیرد؟
فریب صوت بلبل خورده ای ای گل، اگر خواهی
بگو تا بال و پر، نزدیک شمع شعله ور گیرد
غرور حسن کی بی جا زند راه نظر بازی؟
هوس دنباله ی این کاروان بی جگرگیرد
صداع از بوی گل خیزد سر آسوده مغزان را
خلاص از دردسر گردد کسی که ترک سر گیرد
لب خشک صدف سازد حزین با مهر خاموشی
رگ ابر قلم چون صفحه در آب گهر گیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق و جدایی میپردازد. شاعر از تلخیهای زندگی و زیباییهای عشق سخن میگوید و به تصویر کشیدن احساساتی چون اشک، شوق، و حسرت میپردازد. به طور کلی، متن به تضاد بین لذت و رنج عشق، و نیز به عدم امکان فراموشی در عشق اشاره میکند. شاعر همچنین به نمادهایی چون گل، بلبل و آتش برای توصیف این احساسات استفاده کرده و میخواهد از طریق کلمات به عمق عشق و دشواریهای آن پی ببرد. در نهایت، شعر به حسرت و جستجوی محبت و زیبایی در میان چالشهای زندگی اشاره دارد.