شمارهٔ ۵۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
سواد هند، خاطرخواه باشد بی کمالان را
نماید خانهٔ تاریک، روشن چشم عریان را
درین محفل، سپندم بر دل بی تاب می لرزد
مباد از غنچهٔ لب بشکفاند، راز پنهان را
همین تنها نه من در خاک و خون غلتیدهٔ اویم
نهاد آن زلف مشکین بر زمین، ناف غزالان را
به محفل از می گلگون، چراغ شیشه روشن شد
بشارت باد از ما، زاهد گم کرده ایمان را
سر زلفی به چنگ خود، شبی چون شانه می دیدم
نمی دانم چه تعبیریست، این خواب یریشان را
ز فیض خط، بهار حسن گردد از خزان ایمن
ز صرصر نیست پروایی، چراغ زیر دامان را
حزین آب زلال جویبار کلک جان بخشت
به تاریکی نهان دارد، ز خجلت آب حیوان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به حساسیت و زیباییهای عشق و محبت میپردازد. شاعر در آن به توصیف جذابیت و تاثیرگذاری عشق میپردازد و از غنای احساسات و حالات درونی خود سخن میگوید. او از تاریکی و روشنی زندگی، رازهای پنهان عشق، و آسیبپذیری در مواجهه با زیباییهای عشق صحبت میکند. همچنین، شاعر به تضاد بین نور و تاریکی، زهد و عشق، و زیبایی و غم اشاره دارد و از خوابهایی که مخلوطی از واقعیت و رؤیا هستند، سخن میگوید. در نهایت، این شعر نشاندهنده زیبایی، شکوه و چالشهای عشق است.