شمارهٔ ۵۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بلا شد گوشهٔ چشم ترحم بیگناهان را
نگه٬ تیغ سیهتاب است، این مژگانسیاهان را
ز چشم مست دارد یاد، ساقی بادهپیمایی
در این مجلس که ساغر داد یا رب خوشنگاهان را؟
سر تسلیم می سایم، به خاک عجز و می کنم
شکست دل مبارک باد، خیل کج کلاهان را
ندارد بت پرستی عیب و عار خود پرستیدن
خدا توفیق کیش کفر بخشد، دین پناهان را
به هر خاری به دشت آتش زدم از گرم رفتاری
چراغی داشتم در پیش پا، گم کرده راهان را
توان این نکته فهمید از ادای چشم قربانی
که هستی در تماشا محو شد، حیرتنگاهان را
حزین از دیده می پالم نگاه حسرت آلودی
که از آغوش مژگان دادهام، خاک صفاهان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق و تناقضات انسانی میپردازد و به زیبایی و درد عشق و ناپیدایی میگوید. شاعر به ستم بر بیگناهان و تقدس زیباییهای دنیوی اشاره میکند و در عین حال، اعتراف به ناتوانی و شکست در برابر عشق و زیبایی دارد. او همچنین به مقایسه بتپرستی و خویشتنپرستی میپردازد و بیان میکند که پرستش زیبایی و احساسات انسانی نه تنها عیب نیست، بلکه ممکن است بقیه را در جادههای گم شده هدایت کند. در نهایت، شاعر حسرت و اندوه خود را از دست دادن عشق و زیبایی به تصویر میکشد.