شمارهٔ ۵۰۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مباحث نظری مرد داد می خواهد
صفای فطرت و فهم مراد می خواهد
تو درک نکتهٔ عشق ار نمی کنی چه عجب؟
خط شکستهٔ حسنش سواد می خواهد
به خودسری نتوان کوچه گرد شد زاهد
رموز عشق و جنون، اوستاد می خواهد
تو را به خاک فرو برده است همّت پست
سفر نمی کنی از خود که زاد می خواهد
تهی کف از در پیر مغان حزین نروی
ازین در است که عالم مراد می خواهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر دربارهی ساختار و مفهوم عشق و علم است. شاعر به اهمیت فهم و درک عمیق موضوعات میپردازد و میگوید که درک عشق نیازمند آگاهی و عقل است. او به زاهدان و کسانی که تنها به خودسری میپردازند، هشدار میدهد که برای فهم واقعی عشق و جنون، باید به راهی دیگر رهنمون شوند. همچنین، تأکید میکند که برای دستیابی به علم و حقیقت، باید از خودگذشتگی کرد و به سوی معرفت و درک عمیقتری پیش رفت. در نهایت، به اهمیت مشاوران و راهنمایان در این مسیر اشاره میشود.