شمارهٔ ۵۰۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
موج حیات از آن گل رخساره نگسلد
فیض مدام از آن لب می خواره نگسلد
حیرت مرا چو آینه، وصل مدام داد
از روی یار، رشتهٔ نظاره نگسلد
بستند از ازل رگ جان را به تیغ او
پیوند دل ز غمزهٔ خونخواره نگسلد
شب برقع افکنی چو ز روی عرق فشان
تار نگاه ثابت و سیّاره نگسلد
زنّار و سبحه گو برود از کفم حزین
پیمان من ز زلف ستمکاره نگسلد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی پیوند عمیق عشق و حیات میپردازد. شاعر بیان میکند که زیبایی و لذت عشق (به ویژه از نگاه محبوب) هیچگاه قطع نمیشود و همواره وجود دارد. او به عشق به عنوان یک نیروی بیپایان اشاره میکند که حتی با وجود درد و مشکلات، پیوند آن با جان و دل همچنان قوی و پابرجا است. به طور کلی، شاعر به ابراز احساسات و تأثیر عمیق عشق بر زندگی انسان میپردازد و نشان میدهد که این عشق حتی با گذشت زمان و شرایط مختلف قادر به ادامه حیات است.