شمارهٔ ۵۰۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
رهرو وادی عشق، آبله پا می باید
غم جدا، گریه جدا، ناله جدا می باید
ساده لوحانه کنی دل چه پر از نقش و نگار؟
زینت خانهٔ آیینه صفا می باید
صبح عید است در میکده ها بگشایید
همه را طاعت سی روزه قضا می باید
سنبلش عمردو بالاست کهن سالان را
قامت خم شده را زلف دوتا می باید
بزم عشرت نشود بی گل و گوینده به ساز
عیش این غمکده را برک و نوا می باید
نامه کی جمع کند مغز پریشان مرا؟
بوی زلفی به گریبان صبا می باید
بی تو از شکوه ندارد نفسم کوتاهی
چه شد ار دور شدم؟ ناله رسا می باید
بی خرد را نرسد عطرکلامم به مشام
سخنم نافه بود، نافه گشا می باید
عشق و عقل آنکه ندارد، می و افیونش ده
هر دو پا لنگ چو باشد دو عصا می باید
تو سبکسر چه توانیکه دهی رهن شراب؟
رطل میخانه گران است بها می باید
داغ آن عارض افروخته چون لاله حزین
درکنار دل خون گشتهٔ ما می باید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر بیانگر احساسات عمیق و دردناکی است که در مسیر عشق تجربه میشود. بیان میکند که رهرو عشق باید فشار و غم ناشی از جدایی را تحمل کرده و در عین حال با دل سادگی که پر از زیباییهاست، به سیر خود ادامه دهد. او به آغاز روز عید و جشن عشق اشاره کرده و میگوید که خوشی و جشن بدون گلی و موسیقی ممکن نیست. همچنین از دلتنگی و اثرات دوری معشوق بر روح و جانش سخن میگوید. شاعر به عشق و عقل و پیوند پیچیده آنها نیز اشاره میکند و میگوید که در این مسیر باید با اندیشه و احساس هماهنگ بود. در نهایت، او از عشق به عنوان داغی یاد میکند که در دلش نشسته و همواره درد و شوری را به همراه دارد.