شمارهٔ ۵۱۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عیش ار به دل آبله ناکم گذرانند
خون مژه از دامن پاکم گذرانند
ناگفته بدانند که از دست غم کیست
از حشر چو با سینهٔ چاکم گذرانند
ارواح به خاکم همه سایند جبین را
از کوی تو گر بعد هلاکم گذرانند
هشیار به هنگامهٔ محشر نتوان رفت
ای کاش که از سایهٔ تاکم گذرانند
ریزم به رهش بار دگر جان حزین را
گر آن سگ کو، بر سر خاکم گذرانند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و غمگینی میپردازد. شاعر در آن از مشکلات و دردهایی که بر دلش سنگینی میکند سخن میگوید. او از تجربه رنج و عذابهایی که به خاطر عشق و جدایی تحمل میکند، صحبت میکند و اینکه حتی در روز قیامت نیز نمیتواند آرامش یابد. او آرزو میکند که ای کاش روحش بتواند از زیر سایه وجود محبوبش عبور کند، حتی بعد از مرگ. همچنین، شاعر به تصویر کشیدن غم و اندوهی که در دل دارد، به تشبیه خود به یک سگ میپردازد که بر سر خاکش مینشیند، نشانهای از وفاداری و خواستهای برای یادآوری و احترام به عشق از دست رفتهاش است.