شمارهٔ ۵۱۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
تبسم شرمگین ز آن غنچهٔ خودکام می بارد
عرق چون موج شبنم زان رخ گلفام می بارد
به قدر قابلیت میوه افشان است هر نخلی
از آن سرو سهی، زیبایی اندام می بارد
ز شهد التفاتش موج لذّت می زند کامم
دهان تنگ او را، بوسه از پیغام می بارد
حجاب سخت رویان کار سوهان می کند با دل
که از همواری وضع گدا، ابرام می بارد
اگر در چشم بینش روشنایی چون شرر داری
ببین کز نقطهٔ آغازها انجام می بارد
نفس پروردهٔ خون ساز، تا رنگین سخن گردی
ثمر از نخل های تشنه، اکثر خام می بارد
حزین از ریزش دستم، نماند دامن خشکی
چو باران ز ابر رحمت، باده ام از جام می بارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و احساساتی که در ارتباط با معشوق و طبیعت وجود دارد، میپردازد. شاعر به توصیف زیباییهای غنچه، شبنم و میوه میپردازد و اشاره میکند که هر چیز به اندازهٔ قابلیت خود زیبایی و لذت را به وجود میآورد. او همچنین از عشقی دلانگیز و لذتبخش صحبت میکند که با بوسه و پیغام به وجود میآید. در نهایت، شاعر به بیان تأثیرات مثبت و منفی زندگی و احساسش از خشکی و ریزش دستانش میپردازد و به خوشحالی و شادی ناشی از بارش رحمت الهی و نوشیدن از جام باده اشاره میکند. این اثر ترکیبی از زیبایی و غم را به تصویر میکشد.