شمارهٔ ۵۲۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دستان زن عشرتکده، فریاد نداند
نالیدن ما، مرغ چمن زاد نداند
ترسم که خراشیده شود آن دل نازک
آهسته بنالید که صیاد نداند
می خندد و از دیدهٔ گریان خبرش نیست
این نوگل خندان، دل ناشاد نداند
ناخن به خراش جگر خویش شکستیم
این کوه کنی تیشهٔ فرهاد نداند
مانند صدف غرقهٔ دریای شراب است
پیمانهٔ مستان خط بغداد نداند
چون سیل ز دیوانه و فرزانه گذشتی
تاراج تو ویرانه و آباد نداند
صد چشمه گشاده ست حزین از رگ دل ها
کار قلمت نشتر فولاد نداند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و نگرانیهای عاطفی و عاشقانه میپردازد. شاعر از درد و رنج ناشی از عشق میگوید و نالههای دلتنگی را به تصویر میکشد، در حالی که دیگران از این درد بیخبرند. او به نازکی و حساسیت دل اشاره میکند و نگرانی خود را از خراشیده شدن آن ابراز میکند. همچنین، شاعر بر تضاد میان خندیدن ظاهری و ناراحتی درونی تأکید دارد و به استعارههایی از طبیعت و غم عشق اشاره میکند. در نهایت، او به تأثیر عمیق عشق و احساسات بر روح و دل انسان اشاره میکند.