نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۱ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می کند دل در خم زلف تو زاری بیشتر

شب چو شد، بیمار دارد بی قراری بیشتر

گرچه به می گردد از پرهیز، هر دردی که هست

درد دین را می کند پرهیزگاری بیشتر

ابر دریا دل کند گل در گریبان خار را

ای خوش آن چشمی که دارد ذوق زاری بیشتر

ناز را عاشق نوازی هاست در خورد نیاز

هرکه را عجز است بیش، امّیدواری بیشتر

نقش شیطان سیرتش را سر نمی آید فرود

می کشد عزّت طلب، هر چند خواری بیشتر

هرکجا پستی ست افزون کشتزار خاک را

می کند دهقان رحمت آبیاری بیشتر

دور خط مستی فزای حسن خوبان شد حزین

می شود در نوبهاران، میگساری بیشتر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و تجربیات عاشقانه و انسانی می‌پردازد. شاعر در آن از بی‌قراری و دلتنگی ناشی از عشق می‌گوید و به ناز و نیاز عاشقانه اشاره می‌کند. او نشان می‌دهد که هرچقدر که مشکلات و دردها بیشتر شوند، امید و زاری نیز افزایش می‌یابد. همچنین، به نقد دنیا و زندگی از منظر عزت و ذلت پرداخته و بر ضروریات زراعت و مراقبت از زمین تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر به شادی و مستی در دوران بهار و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند.