نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۱ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تلخ از لبت، ای خسرو خوبان به گدا بس

از همچو تویی قسمت ما جور و جفا بس

پیش تو کند فاش، پریشانی عاشق

پیغام دلم با سر زلف تو، صبا بس

با عفو، گناهی بتر از ترک گنه نیست

چون دوست کریم است، مرا فعل خطا بس

با سایهٔ گل خوی کن و نالهٔ بلبل

درگلشن ایجاد همین برگ و نوا بس

بر سر گل باغ تو زیاد است حزین را

او را ز گلستان تو یک برگ گیا بس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و درد جدایی سخن می‌گوید. شاعر به معشوق (که او را خسرو خوبان می‌نامد) می‌گوید که تلخی و رنجی که از او می‌چشد کافی است و دیگر نمی‌تواند ظلم و ستم بیشتری را تحمل کند. او در دل از پریشانی عاشقانه‌اش می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که با بخشش و بزرگواری‌اش گناهش را ببخشد. در نهایت، شاعر به زیبایی و لطافت‌های طبیعت اشاره می‌کند و می‌گوید که در گلستان عشق، حتی یک برگ نیز با ارزش است.