شمارهٔ ۵۸۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
از چشم خویش باشد، باغ و بهار درویش
صد رنگ گل برآرد، اشک از کنار درویش
گر سیل فتنه گیرد، روی زمین سراسر
از جای خود نجنبد، کوه وقار درویش
مهر، آیت جمالش، کین جلوه جلالش
هستند چرخ و انجم در اختیار درویش
ای منکر طریقت، بر جان خود ببخشای
تیغ برهنه باشد، جسم فگار درویش
گر باد فتنه عالم، بر یکدگر برآرد
حاشا شود پریشان، مشت غبار درویش
هم عاشق است و معشوق،هم شاهد است و مشهود
عقل آگهی ندارد، ازکار و بار درویش
جان حزین مسکین، از فقر زندگی یافت
آب حیات باشد، در جویبار درویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف مقام و منزلت درویش میپردازد. او اشاره میکند که درویش با چشم خود به زیباییهای باغ و بهار مینگرد و اشک از شادی او بر گلها میریزد. حتی اگر بلایای طبیعی زمین را دربر بگیرد، درویش ثابت و استوار باقی میماند. جمال و جلال درویش موجب میشود که کائنات در تسلط او باشند. شاعر خطاب به منکران طریقت میگوید که وجود درویش مانند تیغ برهنهای است. درویش در میان طوفانها و فتنهها از آرامش خود خارج نمیشود و او هم عاشق و هم معشوق است. در نهایت، زندگی او از فقر با ارزش و سرشار از آب حیات است.