نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

همه فیض است می پرستی عشق

بی خمار است ذوق مستی عشق

ما کجا دامن وصال کجا؟

دست ما و دراز دستی عشق

عاکفان صوامع قدسیم

طاعت ما، صنم پرستی عشق

صوفی آسا به رقص می آرد

توبه را، های و هوی مستی عشق

شرری پیش آفتاب، حزین

هستی ماست پیش هستی عشق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و حالتی مستی‌آور آن است. شاعر به بیان جلوه‌های مختلف عشق می‌پردازد و می‌گوید که عشق همه چیز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و حتی عبادت و طاعت نیز در مقابل عشق رنگ می‌بازد. او احساس می‌کند که ما از وصال و وصال‌جویی فاصله داریم و تنها عشق است که می‌تواند ما را بیدار و شاداب کند. عشق در اینجا به مثابه رقص و شور و شعف است و حتی توبه را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. در نهایت، عشق به عنوان حیات و هستی برتر از وجود انسان معرفی می‌شود.