شمارهٔ ۵۹۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
ای سر و سرور مغان، خیز و بیار چنگ و دف
جان مرا ز غم رهان، خیز و بیار چنگ و دف
مطرب عاشقان بزن راه حجاز، تا کنم
چهره ز اشک، ارغوان، خیز و بیار چنگ و دف
کرده سرود بلبلان، مست و خراب، گلستان
نرگس و لاله سرخوشان، خیز و بیار چنگ و دف
واعظ شهر اگر کند منع سماع صوفیان
نیست گنه به عاشقان، خیز و بیار، چنگ و دف
دیده به روی دلستان تا کنم آشنا، حزین
چند حجاب این و آن؟ خیز و بیار چنگ و دف
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعوت از معشوق و چنگنواز اشاره دارد و از او میخواهد که به سمت او بیاید و با نواختن چنگ و دف، غمها را از جانش بزداید. شاعر به زیبایی طبیعت و شادی عاشقان اشاره میکند و تأکید میکند که اگر واعظان مانع از شادی و موسیقی عاشقان شوند، این امر گناهی ندارد. در نهایت، او به عشق و شناخت عمیق دل خود از معشوق اشاره میکند و از حجابهای مختلفی که بین آنهاست، شکایت دارد.