نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چو بر سر زند شاخ، مستانه گل

کند از لب توبه، پیمانه گل

گریزانده، دی را به کوه وکمر

دهد عرض لشکر، دلیرانه گل

سوار است بر اسب چوبین شاخ

بود گرم بازیّ طفلانه گل

چمن مجلس میگساران بود

صراحی بود غنچه، پیمانه گل

اگر بشکفد خاطرم دور نیست

شکفته ست چون روی جانانه گل

جنون چاک زد خرقهٔ خاک را

بهاران کند شور دیوانه گل

خم غنچه لبریز از شبنم است

گشوده ست دیوان میخانه گل

سر شمع را در بهار و خزان

نباشد به از بال پروانه گل

حزین چند سوسن زبانی کنی؟

ندارد سر و برگ افسانه گل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و شگفتی‌های گل و همچنین جلوه‌های عشق و دیوانگی است. شاعر به توصیف گل‌ه‌ای زیبا و حیات طبیعت می‌پردازد و از شاخ گل به عنوان نمادی از شجاعت و قدرت یاد می‌کند. در این شعر، گل به عنوان نماینده‌ای از عشق و شور و نشاط معرفی شده و ارتباط آن با میخانه و میگساری نیز اشاره‌ای به لذت‌های زندگی و حالاتی از مستی و شعف دارد. شاعر به تأثیر گل بر دل و خاطره‌ها و همچنین به بی‌نظیر بودن آن در بهار و سایر فصول تأکید می‌کند. در نهایت، این شعر تجلی زیبایی، عشق و شور زندگی را به تصویر می‌کشد.