شمارهٔ ۶۱۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عشق اگر یار شود از اثر زاری دل
سر زلفی به کف آرم به مددکاری دل
چه کنم آه که بر بستر گل خوابش نیست
عاجزم سخت حریفان، ز پرستاری دل
خویش را یک تنه بر قلب صف مژگان زد
کس درین معرکه نبود به جگرداری دل
تیغ خون ریز جفا از کمر ای عشق برآر
تا به خوبان بنماییم وفاداری دل
نشنوی نالهٔ زار دل صدچاک حزین
یاد آن روز که بودت سر غمخواری دل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و به زاری و درد دل خود اشاره دارد. او از شرایط سختی که در عشق متحمل میشود، صحبت میکند و نشان میدهد که چگونه برای جلب توجه معشوق حاضر به فداکاری است. شاعر به تنهایی در این دلدادگی به مقابله با حریفان میپردازد و از شدت عشق و وفاداری خود به محبوبش مینالد. خواب در بستر گل و نالههای دل او نشاندهندهی آرزوها و رنجهای ناشی از دوری و جدایی است. در نهایت، شاعر به یاد لحظاتی میافتد که نزدیک معشوق بوده و همدلی و دلسوزی او را در خاطر دارد.