نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

حاجت اگر بری، در دولتسراست دل

محرم اگر شوی، حرم کبریاست دل

فتح دل شکسته میسر شود تو را

در عرصهٔ دو کون، مظفر لواست دل

تا زخمهای سینه بدوزم، دماغ کو؟

تا داغ عشق را بشمارم کجاست دل؟

کو آن زبان که جور تو را آورد سپاس؟

آمد میسر از ستم ات هر چه خواست دل

برگ سمن حجاب ز شبنم نمی کند

ای گل، به پاک دیدگی ما گواست دل

سودای عشق مایه ی نقصان نمی دهد

افزود بر بضاعت اشک، آنچه کاست دل

مست سماع معنی بیگانه ام حزین

تا با زبان خامه مرا آشناست دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساس عاشقانه و جستجوی محبت می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که اگر بخواهد به کمال و نزدیکی به معشوق برسد، باید دلش را در برابر عشق گشود و به درگاه آن معشوق برود. همچنین، او از زخم‌ها و دردهای عشق سخن می‌گوید و به زبان و بیان نیاز دارد تا دردهای درونی‌اش را بازگو کند. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که عشق هیچ‌گاه مایه نقصان نیست و حتی می‌تواند باعث افزایش احساسات و عواطف شود. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، عمق احساسات خود را بیان می‌کند.