شمارهٔ ۶۲۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
غافل دمی از جذبهٔ صیّاد نگردیم
هر چند قفس بشکند آزاد نگردیم
تا رخت به دریا نکشد قافله ما
خاموش چو سیلاب ز فریاد نگردیم
کام دل ما بسته به کام دل یار است
آزرده دل از ناوک بیداد نگردیم
خون درتن ما بی خبر از مستی چشمی ست
آگه ز رگ نشتر فولاد نگردیم
سر را ننماییم دریغ از ره دشمن
گر شمع شویم از گذر باد نگردیم
داریم حزین از همه سو، جانب دشمن
هرگز به شکست دگری شاد نگردیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حسرت و افسوس عاشقانی است که در پی آزادی و رهایی از قید و بندها هستند. شاعر به صیاد (عاشق) اشاره میکند که هرچند در قفس قرار دارند، اما هنوز آزاد نشدهاند. او میگوید که تا زمانی که زندگی و عشقشان به دریا نکشد، صدای فریادهای درونشان خاموش خواهد ماند. دل آنها به خواستههای معشوق وابسته است و از ظلم و ستم ناراحتاند. همچنین، اشاره میشود که آگاهی از درد و رنجهایی که متحمل میشوند، باعث نمیشود که از مسیر خود منحرف شوند. شاعر تأکید میکند که هرگز از دشمن خود نمیترسند و حتی در سختیها نیز نخواهند شکسته و تسلیم شوند. به طور کلی، شعر ترکیبی از احساسات اندوه، استقامت و پایداری در برابر مشکلات است.